محمد قنبرى
577
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
جاى ديگر بعد از اشاره به داستان ابن ابى العوجاء مىنويسد : « آفت نوشتههاى ايشان بيشتر ، برداشتهاى ناصحيح از تاريخ و رجال است - و گرنه - اگر با مقياسهاى صحيح به جداسازى حديث - البته نه به صورت حذف - اشتغال مىورزيد ، عمل مقدس مىبود ، اما متأسفانه سليقهء شخص ايشان سبب شده است كه قسمت اعظم احاديث كافى نامطلوب معرفى شود . « 1 » در پاسخ اين گفتهء ايشان ، توجه خوانندگان را به دو نكته جلب مىكنم : 1 . مؤلف صحيح الكافى اسناد احاديث كافى را بر اساس شيوهء قدما وارسى كرده و تعداد 6636 حديث آن را از نظر سند صحيح مىداند ، سپس متن احاديث را با توجه به انظار فقهاى عظام و مقايسهء با كتاب و سنت پالايش نمود و 2208 حديث آن را از نظر محتوا رد كرده ، 4428 حديث آن را حجت شرعى مىداند و به نام صحيح معرفى كرده است . علامه مجلسى كه شيوهء متأخرين را پذيرفته و در برخى موارد ملاحظات شخصى دارد ، صحاح كافى را در حدود 6000 حديث مىداند كه تا رقم 6636 تعداد 636 حديث كم دارد و موقعى كه احاديث را شرح مىكند ، با توجه به تقيه ، مخالفت با شهرت و ساير مسائل ديگر قسمتى از همين 6000 حديث را از درجهء اعتبار و حجيت ساقط مىنمايد و مضمون حديث را نمىپذيرد . متأسفانه تاكنون آمار اين پالايش دوم را كه در متن حديث انجام گرفته ، به دست نياوردهاند ، تا پاسخ قطعى روشن شود و مقايسهء لازم بين صحاح مرآت العقول و صحاح انتخابى در صحيح الكافى صورت بگيرد . پس اگر آقاى سبحانى مرحلهء اول را در نظر بگيرند ، بايد علامه مجلسى را مؤاخذه نمايند كه 636 حديث را از صحاح كافى كم كرده است و اگر مرحلهء دوم را در نظر بگيرند ، اول بايد كمر همت ببندند و پذيرفتههاى مرآت العقول را آمار كنند سپس با احاديث صحيح الكافى مقياس بگيرند تا مقايسهء ايشان صحيح باشد .
--> ( 1 ) . كيهان فرهنگى ، ص 36 ، ستون 1 .